| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
لب ها و بناگوش تو از من دور است
چشمان خطاپوش تو از من دور است
کام من و زندگانی من تلخ است
امروز که آغوش تو از من دور است
غزل جدید از سعدی
دلدادگی صخره و دریا بودی
گرمای تن ساحل و صحرا بودی
ای آنکه همانند تو در دنیا نیست
دلتنگ توام کاش تو اینجا بودی
در فکر گذشته،غافل از امروز است
تندیس عذاب و قوزبالاقوز است
من خسته ام از آدم پررویی که
هرقدر شکست می خورد پیروز است
گرچه روی چاه نفت
قرن هاست
خانوادگی نشسته ایم
سهم ما گرسنگی و درد و فقر
ناامیدی است و خسته ایم
زیر بار فقر و بی عدالتی
پیرمان درآمده ست
سنگ نیستیم و سالهاست
صبرمان سرآمده است