-
عاشیق
چهارشنبه 3 تیرماه سال 1405 20:02
مین گوز ایستیر بیر گوزل رخساره یَه باخماق ایچین بیر گوز ایله مین گوزل رخساره عاشیق اولموشام
-
تسخیر
چهارشنبه 3 تیرماه سال 1405 19:52
سعی در تسخیر دلها کن که تسخیر جهان با مسخّر کردن دلها میسّر می شود
-
رفوزه
شنبه 2 اسفندماه سال 1404 07:55
زندگی گرچه سخت می گذرد عاشق روی این عجوزه شدیم یار غار محافظه کاری همدم ترس چند روزه شدیم توی درس شجاعت از آخر نفر اوّل و رفوزه شدیم
-
خستگی
پنجشنبه 16 بهمنماه سال 1404 22:08
-
دل شعله ور
پنجشنبه 16 بهمنماه سال 1404 19:26
-
دروی
یکشنبه 25 آبانماه سال 1404 07:47
لب ها و بناگوش تو از من دور است چشمان خطاپوش تو از من دور است کام من و زندگانی من تلخ است امروز که آغوش تو از من دور است
-
ای ساربان
شنبه 17 آبانماه سال 1404 08:21
غزل جدید از سعدی
-
دلتنگی
سهشنبه 29 مهرماه سال 1404 09:19
دلدادگی صخره و دریا بودی گرمای تن ساحل و صحرا بودی ای آنکه همانند تو در دنیا نیست دلتنگ توام کاش تو اینجا بودی
-
پررو
یکشنبه 27 مهرماه سال 1404 07:35
در فکر گذشته،غافل از امروز است تندیس عذاب و قوزبالاقوز است من خسته ام از آدم پررویی که هرقدر شکست می خورد پیروز است
-
صبر
شنبه 26 مهرماه سال 1404 09:09
گرچه روی چاه نفت قرن هاست خانوادگی نشسته ایم سهم ما گرسنگی و درد و فقر ناامیدی است و خسته ایم زیر بار فقر و بی عدالتی پیرمان درآمده ست سنگ نیستیم و سالهاست صبرمان سرآمده است
-
تعظیم
شنبه 12 مهرماه سال 1404 08:23
زشت است اگرکه ترک اقلیم کنم خوب است که تعریفت و تکریم کنم ای گاو که ادّعای دانش داری باید به نفهمی تو تعظیم کنم
-
اینجا
چهارشنبه 25 تیرماه سال 1404 10:57
زندگی گوشه ی رَف است اینجا جان چه ارزان و بر کف است اینجا نیست جز خانه ی غم و اندوه خانه ای که مسقّف است اینجا جز اراجیف و نابه حق گفتن هرچه باشد مزخرف است اینجا محض تولید مغزهای کثیف آب در اوج مصرف است اینجا شده عیش و نشاط زنده به گور عشق مرگ مضاعف است اینجا
-
خوشتر
چهارشنبه 18 تیرماه سال 1404 19:09
-
ره رستگاری
دوشنبه 16 تیرماه سال 1404 08:22
-
جهل
جمعه 13 تیرماه سال 1404 13:45
تبدیل به خاک سوخته،کودش کرد آتش به سراپاش زد و دودش کرد غمگین و شکسته بود مردی،می گفت: آه از وطنی که جهل نابودش کرد!
-
خوبی ها
جمعه 13 تیرماه سال 1404 13:41
-
شیت
سهشنبه 10 تیرماه سال 1404 16:21
گربه «پبشیک است» و سگ«کؤپک» دیر«ایت» است جان و بدن من و تو پُر از «بیت» است «قورخماز» شجاع و شخص ترسو«قورخاق» بی مزه آدام تورک دیلینده«شیت» است
-
دگنک
پنجشنبه 22 خردادماه سال 1404 23:20
بر سفره ی ما «کَرمَه»،«تَزَک» آوردی «ات» ایسته دیک و تو «بوش چؤرک» آوردی گفتیم:«بیا بیزی بیر آز ناز بکن» تو «بیز» و «پیچاق» و «دگنک» آوردی
-
به گا رفتن
پنجشنبه 22 خردادماه سال 1404 23:15
در زمانی که مردم بدبخت از نداری همه به گا رفتند در خیابان برای یک لقمه مثل نان توی آب وارفتند، پسران امام جمعه ی شهر در پی دزدی و ربا رفتند چپشان پر شد و نشد معلوم کی؟ چگونه؟به ناکجا رفتند؟
-
شانس گند ما
چهارشنبه 21 خردادماه سال 1404 08:36
از شانس گند ماست که یک عُمر آزگار در کشوری که جنگ زده زندگی کنیم در زیر دستهای کریه و کثیف و کج با مغزهای زنگ زده زندگی کنیم
-
قویون
یکشنبه 18 خردادماه سال 1404 10:48
بازیکن «اویونچو »است و بازی «اویون» است پا« قیچ» و مژه «کیپریک »و گردن «بویون»است دنیاست «سینیق کؤرپوکیمین »و هرکس این نکته ی ساده را نفهمد «قویون»است
-
پر
پنجشنبه 15 خردادماه سال 1404 20:58
آینده و آبرو و حیثیّت پَر شان و شرف و شکوه و شخصیّت پَر جایی که گرسنه اند آدم هایش اخلاق و ادب،امید و امنیّت پَر
-
گاو و خر
دوشنبه 5 خردادماه سال 1404 19:52
عاری از نقد و توصیه هستیم شاخ این شهر و ناحیه هستیم فاقد آب و برق و گاز و همه در جهان توی حاشیه هستیم در نگاه جهانیان همچون اژدها،مار غاشیه هستیم در جهانی که شعر زیبایی است دزد معنا و قافیه هستیم از علی لاف می زنیم ولی دوستان معاویه هستیم کوزتیم و تمام منتظر دست گرم تناردیه هستیم اگر اعراب گاو شیر دهند ما خر چین و...
-
پاییز
شنبه 3 خردادماه سال 1404 09:21
خورشید شکسته، رنگ و رو باخته است از وحشت مرگ کار من ساخته است در حسرت باغ سبز آغوش توأم امروز که پاییز به من تاخته است
-
کنه
پنجشنبه 1 خردادماه سال 1404 09:50
ای شیخ سنه کنه دئییم یا بس دیر؟ بئل دسته سی و شنه دئییم یا بس دیر؟ میندین بیزی، سرویس ائله دین آغیزیمیزی سندن دانیشیم،گئنه دئییم یا بس دیر؟
-
یاری
یکشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1404 10:05
یار اؤله ر، یاری قالار گنج اؤله ر، قاری قالار بورا دونیادیر، بوردا بوتون ایش یاری قالار Yar ölər, yarı qalar Gənc ölər, qarı qalar Bura dünyadir, burda Bütün iş yari qalar
-
علاج
پنجشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1404 15:47
گولوشلرین سیجاق دیر دوداقلارین آراق دیر من خسته یم،علاجیم بیر اؤپوش،بیر قوجاق دیر Gülüşlərin sıcaqdir Dodaqlarin araqdir Mən xəstəyəm, əlacim Bir öpüş, bir qucaqdir
-
غرق در بی آبی
پنجشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1404 15:29
افسرده و خشک و فاقد شادابی است در حسرت نور و یک شب مهتابی است امیّد سراب است و دل خلق کباب در مملکتی که غرق در بی آبی است
-
غنی سازی
دوشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1404 16:10
جو و انبار گندم را غنی کن و هر آقا و خانم را غنی کن به جای اتکا بر بمب و موشک اورانیوم نه، مردم را غنی کن
-
یوخاری آشاعی
جمعه 19 اردیبهشتماه سال 1404 16:28
ایراندا یول-یولاق قدیم دن بوجور ایمیش هئچ کیم باج آلماییب دی الی اگری، یاغی دان بیر عدّه بیج و اوغرو گئدیبلر یوخاریا بیر عدّه خایماللیق ائدیبلر آشاغی دان