اشعار علیرضارضائی

اشعار فارسی و ترکی علیرضارضائی

اشعار علیرضارضائی

اشعار فارسی و ترکی علیرضارضائی

آجی چکن

سس سیز دیر داد ائیله مز
آه و فریاد ائیله مز
آجی چکن آدامی
هئچ بیر شی شاد ائیله مز

گاز گرفتن

مثل سگ هار لاجرم گاز گرفت
آرام نه، با ظلم و ستم گاز گرفت
هر بار به هر کسی که خوبی کردم
هم دست مرا شکست و هم گاز گرفت

رهایی

با عشق رفیق و آشنا خواهم شد
از خویشتن خویش جدا خواهم شد
از مرگ گریز نیست اما با عشق
از زندگی تلخ رها خواهم شد

گئجه لر

ظولمت دی، قارانلیق دی، سحر،صبح اولماز
صوبحین باشینی غصّه کَسَر،صبح اولماز
بوز باغلایاجاق گؤزوم، حیاتیم،گونشیم
حسرت دولو سن سیز گئجه لر صبح اولماز

توبه

ای آدم بی کلّه و بی مایه و بیمار
ای بد دل و بی خاصیت و بی رگ و بی عار

اندرز مرا خوب کن آویزه ی گوشت
بر خاطر بی خاطره ات حک کن و بسپار

ای خانه ی پوشالی ات از خشت و گل و سنگ
شادی نکن از سوختن خانه ی اغیار

دنیاست سگ هاری و مانند همه کس
یک روز تو را هم کند افگار و لت و پار

یک روز تو را هم بگزد مار زمانه
در زیر لحاف و سر سجّاده و بازار

از بددلی وبدرگی و جنگ و تنفر
پرهیز کن و توبه کن و دست نگه دار