ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
ای مستی سرخیّ لبت ویرانی
در غیبت تو که باز شد طولانی
خالی شده اند واژه ها از معنا
چون زنجره های خشک تابستانی
آموخت به من عشق تو زیبایی را
فهماند غم و لذّت تنهایی را
می بینم و در آن سوی مِه می سوزد
چشمان تو-آن چراغ دریایی را -
در دفتر قلب من گل نام تو است
در سینه من گلایول نام تو است
روزم همه دلپذیر و لبریز از توست
شب،سرشار از تسلسل نام تو است
بر حضرتِ عشق اقتدا خواهم کرد
بر وعده و عهدِ خود وفا خواهم کرد
یک روز اگر رئیس جمهور شَوَم
جمهوریِ عشقِ را بنا خواهم کرد
آرامش و امیّد شب دنیایی
ثابت شده لبّ مطلب دنیایی
ای در رگ و روح شعر جاری،ای عشق
تو خاص ترین مخاطب دنیابی