اشعار علیرضارضائی

اشعار فارسی و ترکی علیرضارضائی

اشعار علیرضارضائی

اشعار فارسی و ترکی علیرضارضائی

بهانه

ای کاش زمان زمانه ی خوبی بود

این خانه خرابه،خانه ی خوبی بود

تا اینکه به قدرت و به ثروت برسند

خون شهدا بهانه ی خوبی بود

تکاندن

هشیار و خراب می تکاند ما را

بیدار و به خواب می تکاند ما را

از روی درخت زندگی دست اجل

با رنج و عذاب می تکاند ما را

فاسد

نه مُفتی و نه واعظ و نه زاهد باش
نه عالِم و با تجربه و وارد باش
رندانه ترین نصیحت شیخ این است :
می خواهی اگر کیف کنی فاسد باش

شبیه سازی

راضی به خوشی های مجازی شده ایم

شیریم ولیکن سگ تازی شده ایم

بیهوده و بی تفاوت و سرگردان

موجودات شبیه سازی شده ایم !

نباید بکنی

زشت است که در حقِّ خودت بد بکنی
مثل همه راه خویش را سَد بکنی 
راهی که نه راه است نباید بروی
کاری که نمی شود نباید بکنی