اشعار علیرضارضائی

اشعار فارسی و ترکی علیرضارضائی

اشعار علیرضارضائی

اشعار فارسی و ترکی علیرضارضائی

صوت الاغ

با صوت الاغ نغمه خوانی هیچ است

آواز کریه و آنچه دانی هیچ است 

درمحضرعرعردل انگیز الاغ

کنسرت دل آشوب فلانی هیچ است

پر از ...

چشمان تو دو پیک،دو تا استکان پُر از...
لب های تو دو جام،نه از شوکران،پُر از...

دستِ تو را گرفتم و گل کرد زندگی
شد سبز دست خالی ام و ناگهان پُر از...

در زیر شیروانیِ قلبم نشسته است
گنجشک خاطراتِ تو...یک ناودان پُر از...

ای عشق از تو گفتم و شد زندگی قشنگ
دنیا قشنگ تر شد و گوشِ جهان پُر از...

من آن پرنده ام که تو را کُنجِ ذهنِ خود
نوک می زند مُدام و شده چینه دان پُر از...

تو قهرمان قصّه ی تنهایی منی
شد سطر سطرِ خالیِ این داستان پُر از...


غزل بی بدل

تازگی شاعرکی مویش را

بسته از پشت سر و مِش کرده


رُژ زده تا بشود خوش اندام

مدّتی رفته و ورزش کرده


دیدم و گفتمش« ای یا عزیز !

رویَت آغاز به تابش کرده


شده ای خود غزل بی بدلی

طبع تو گرچه فروکش کرده »!


صفحه 44

بیر قاوّاد آدام دئییردی بیر گؤن کیش دَه

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

شق شق شق

آج قالیب بس کی اوشاق ونگ ویریر وق وق وق !
آناسی باشینا کفگیری چالیر شق شق شق!

سوء تغذیّه توتوب بو قوجامان جامعه میز!
سسلنیر دیشلری هم قیچلاری هی لق لق لق!

چالما مظلوم آدامین بارماقوویلان قاپی سین
قاپیوی چالمیا تا چکّش ایلن تق تق تق!

او کی آللّاهیمیزا ذرّه جه ایمان یوخودور
خلق ایچینده هامی یئرده جیغیریر حق حق حق

نر گویرچین دئدی ویران یووا دا ماده سینه:
«سنی چوخ ایسته ییرم باور ائله بق بق بق