اشعار علیرضارضائی

اشعار فارسی و ترکی علیرضارضائی

اشعار علیرضارضائی

اشعار فارسی و ترکی علیرضارضائی

پیکان صفرش

شنیدم یک نفر پیکان صفرش

میان گردنه فرمان بریده


زن و فرزند بدبختش به یکبار

ز ماشینش به آن دنیا پریده


خودش با گردن و پای شکسته

کنون در کنج منزل آرمیده


رفیقی این شنید و گفت غمگین

به لحن آدم ماتم رسیده


نگو پیکان که آن گردن شکسته

بلانسبت بلای جان خریده !


صفحه75