ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
همه خرهای دنیا را ستود ن
هزاران شعر بی معنی سرودن،
به دوش خویش بُردن کوه الوند
فلات خشک را دریا نمودن،
از انسان خسیس و گاوسیرت!
ز بهر قرض یک تومان ربودن،
به خرها علم شیمی یاددادن
به علم مردم نادان فزودن،
بدی های تمام مردمان را
به ضرب و زور و با سختی زدودن،
از آن بهتر به نزد من«رضایی»
که زیر دست یک گاگول بودن !!
فصل گیلاس و خیار آمده می بینی که
به همه باز فشار آمده می بینی که
آنکه یک کرّه خرِ لنگ نبودش اکنون
با پرادو و سوار آمده می بینی که
هدفش نیست به این جامعه خدمت کردن
در پیِ شام و ناهار آمده می بینی که
پاسبان با همه یِ سختی و امّا و اگر
با دَله دزد کنار آمده می بینی که
رانت خواری که دَم از پاکی و وجدان می زد
پیشِ ما چون سگ هار آمده می بینی که
می روم داخلِ کارواشی ماهِ رمضان
بر دلم گرد و غبار آمده می بینی که
تا که شورا بشود با هدف و شام و شعار
" مش حسن "غرقِ دلار آمده می بینی که