اشعار علیرضارضائی

اشعار فارسی و ترکی علیرضارضائی

اشعار علیرضارضائی

اشعار فارسی و ترکی علیرضارضائی

رباعیات طنزآمیز

آن مردک پیر فکر حالی دگر است

هر چند که فکر او محالی دگر است

گویند زنش به تازگی نفله شده

چون تازه جوان فکر غزالی دگر است


دیوانه عشق ناب و جوشان هستیم

در عشق چو رودها خروشان هستیم

خندیدن دلربایشان ما را کشت

ما کشته این خنده فروشان هستیم


از دست تو من مهاجرت خواهم کرد

از جور غمت مسافرت خواهم کرد

گر صلح کنی من از ره اینترنت

با تو همه شب مجاورت خواهم کرد


صفحه 55